سفارش تبلیغ
صبا ویژن

عاشقی دردیست بی درمان

گاهی دل می بندی به یک سیگار
میشود یارت
کنارت میماند درغمها،شادیها
درست مثل تو
که شریک غمهایم 
یارشادیهایم شده ای
ومن دل می بندم 
به یک پک ازسیگارت
هی رفیق یک پک هم بجای من بزن

 

 

خاطرات باران خورده
صورت باران خورده
دست دردست هم
چه عاشقانه میدوند زیرباران
ومن خیس  باران 
محو تماشای توام 
که هربار با باران می آیی
همانطورکه با باران رفتی
خوب امروز می خواهی میهمان کدام خاطره مان باشیم‎

 

 

هیچ نمیخواهم 
جز یک بوسه
بوسه ای به گرمی آفتاب 
به بلندای کوه
به روانی آب
به شیرینی عسل 
به چسبندگی آهن ربا 
بوسه ای که همچون صاعقه 
برق شادی را درچشمانم بنشاند
و طوفانی بپا کند درقلبم 
درست مثل بوسه های تو

 

 

دلتنگت که می شوم ‎
به عکست پناه می آورم ‎
خط به خط چهره ات را نوازش میکنم‎
صدای دلنوازت درگوشم می پیچد‎
می گویی دوستت دارم ‎
به صورتت لبخند می زنم ‎
وبساعت روی دیوار ملتمسانه نگاه می کنم ‎
کاش زودترحرکت کنند این عقربه ها ‎
آنها نمیدانند من دلتنگ یارم

 


نوشته شده در شنبه 92/11/12ساعت 5:49 عصر توسط پریا نظرات ( ) |


 Design By : Pichak