• وبلاگ : عاشقي درديست بي درمان
  • يادداشت : خاطره
  • نظرات : 1 خصوصي ، 1 عمومي
  • چراغ جادو

    نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     
    يا رب زغمش تا چند اشکم ز بصر آيد

    بنشسته سر راهش ، شايد ز سفر آيد

    تا چند بنالم زار شب تا سحر از هجرش

    كوكب شِمُرم هر شب ، شايد كه سحر آيد

    هر دم كه رخش بينم خواهم دگرش ديدن

    بازش نگرم شايد يك بار دگر آيد

    از ديده نهان اما اندر دل من جايش

    او را طلبم هر شب شايد كه ز در آيد

    با كس نتوانم گفت من راز درون خويش

    كز درد غم هجرش دل را چه به سر آيد

    مي سوزم و مي سازم از درد فراق اما

    تير غم او بر دل افزون ز شمَر آيد

    "حيران" به فغان تا کي با محنت و غم همدم

    يارب نظري کان شاه از پرده بدر آيد